یادداشت های یک دانه شن

دستی که نیست

يكشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۶:۵۷ ب.ظ

به نام خدا


فقط کسی که یه روز رو شونه های پدرش میشسته و حالا دیگه پدری بالای سرش نیست می تونه بفهمه معنای حرکت دست بنیامین چیه...

 

دستی که بالای سر دخترکش گرفته تا...(تایش را نفهمیدید؟ نباید هم بفهمید چون شما تجربه اش نکردید...)

 

فقط همون آدم می تونه بفهمه که چرا من با دیدن این عکس اشک می ریزم...

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۷
شن

نظرات  (۱۰)

ای وای...
پاسخ:
نداجان...
الهی، خدا رحمتشون کنه و مادرت برات نگه داره
پاسخ:
فوت نشدن ایشون ولی ممنون.
۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۰۶ خارج ازچارچوب
...
(بیزارم از سه نقطه گذاشتن و چیزی نگفتن و رفتن.ولی مات شدم)
پاسخ:
نمی دونم چی بگم.
ببخشید، اشتباه برداشت کردم از متن
خدا ان شاءالله جفتشونو براتون نگه دارن
پاسخ:
اشکالی نداره دخترم.
ممنون.
۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۰۳ بے بازگشتــــ ...
خیلی دردناکه، حتی تصورش هم دردناکه
پاسخ:
و اگر واقعا اتفاق بیافته چی؟
۱۸ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۴۴ پلڪــــ شیشـہ اے
:(

بغض
آرمیتا داشت با باباش حرف میزد 
داشت سنگ قبرش رو شست و شو میداد 


پاسخ:
ما باید به آرمیتا و علیرضا جواب بدیم.
آخ آخ :(
پاسخ:
:(
۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۲:۴۹ مـَـ ه جَـبـیـטּ
ما باید ب آرمیتا و علریضا جواب بدیم ..
.
.
.
این جمله ت تأثیرش بیشتر از پست بود..

خواهر
....
هعی
.
پاسخ:
آره باید جواب بدیم بهشون.
۰۹ تیر ۹۳ ، ۱۶:۱۱ مردی بنام شقایق ...
سلام

پدر بودن حس خاصیه

که فقط باید بشی تابفهمی...

و من این حس رو سالها قبل از ازدواج چشیدم...


(یه پدر همیشه دخترشو دوس داره. تو هر شرایطی)
پاسخ:
سلام
منم به نوعی برای مدت کوتاهی حس مادربودن رو تحربه کردم.برای همین دلم نمی خواد هیچ وقت مادر شم.
موافق عبارت توی پرانتز نیستم.
اون دستی که بالای سرِ اون دختره...
نبودنش رو درک میکنم
سخته
پاسخ:
بله...بده خیلی بده...تقریباً بدون تکیه گاه میشی. ولی در مقابل تقدیرخداوندگار باید یر تسلیم فرود آورد...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">