یادداشت های یک دانه شن

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

به نام خدا


 دو یا سه سال پیش که برای کاری به تهران رفته بودم، ایستگاه مترو علم و صنعت پیاده شدم. غروب بود و غربت و خستگی و زمزمه ای که گفت: " کاش منم یه روز دانشجوی این دانشگاه شم. " قطار که آمد جلوی دیدم را گرفت و دیگر تابلوی آن طرف خط را ندیدم و زمزمه ذهنی ام فراموشم شد.

سال قبل مطهره دوست و هم اتاقی خوب دانشگاهم خبر داد که دانشگاه علم و صنعت قبول شده و باید برای ثبت نام برود و می خواهد سرراهش که از دامغان می آید مرا هم بردارد و با خودش ببرد که تنها نباشد. مطهره دوستم بود و به جد از خوشحالی اش خوشحال بودم. به دانشگاه که رسیدیم بغض گلویم را گرفت...مطهره کنکور نداده بود و وارد دوره مجازی بدون کنکور شده بود. آن زمان آنقدر وضع مالی ام بد بود که حتی کرایه ماشینم را هم نداشتم و خودم را مقایسه کردم با مطهره ایی که پول دارد و می تواند ادامه تحصیل بدهد. خدای من شاهد است که رضایت دادم به رضای خدا و لحظه ای شکایت نکردم که چرا پول ندارم. فقط به خودم نهیب زدم که اگر عرضه داری درس بخوان و بیا اینجا.

وارد دانشگاه که شدیم موقع برگشت مسیر را گم کردیم. از خانمی که مشخص بود دانشجو است مسیر را پرسیدیم و در حین پرسیدن مسیر رشته و مقطعش را هم سوال کردیم. گفت دانشجوی دکترا است. من پرسیدم: " چه طوری درس خوندی که دکتراتو اینجا می خونی؟ " با آرامش خاصی گفت: " شما تلاش کنید حتماً نتیجه شو می بینید. "

مطهره را ثبت نام کردیم و برگشتیم.

چند وقت بعد راهی مشهد شدم. با درد و بغض رفتم که بگویم آقا پناه آورده ام به خانه تان. بدون اینکه بدانم آن روز، روز زیارت مخصوصه امام رضا (ع) است راهی مشهد شده بودم...

بگذارید آن چه در آن سفر گذشت بین خودم و امام رئوف بماند.

امروز که این پست را می نویسم، نامم در ردیف پذیرفته شدگان دانشگاه علم و صنعت آمده است...

سه شنبه دوباره می روم ایستگاه علم و صنعت پیاده می شوم...

درست است که خوشحالم، اما خوشحال تر می شدم اگر دوست نزدیکم هم راهی دانشگاه می شد. دوستی که می دانم به واقع حقش خیلی بهتر از علم و و صنعت و شریف است حتی. دعا کنید برای اینکه سال بعد خبر قبولی اش را این جا بنویسم.

باید بدانم که دانشگاه و درس و شغل و ... برای من آقا نمی شود. باید بلرزم از اینکه هر روز صبح که بیدار می شوم و می دانم امامم غایب است، باید بدانم که امامم در میان ما نیست و مقصرش خود ماییم.

راستی کسی می گفت می دانید چرا اغلب دعاهای مربوط به امام زمان صبح خوانده می شود؟ برای اینکه از خواب غفلت بیدار شویم.

۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۶
شن