یادداشت های یک دانه شن

یادداشت های یک دانه شن


طبقه بندی موضوعی

بچه های نه بد، نه خوب

دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ۰۶:۳۸ ق.ظ

داود شلخته و جمشید کچله و فری گشنه همیشه با هم هستند. از بچگی شان هم همیشه با هم بودند. توی محل هم همه می دانستند که این سه نفر هر جا باشند با هم اند. هیچ کدامشان هم از مال دنیا چیزی نداشتند، نه اینکه بی همت باشند و جنم کار نداشته باشند، نه، به قول فری گشنه "روزگار برایشان می زد". کار هم می کردند البته سه تاشان با هم یک جا. دلاک حمام بودند. تو غصه و غم و شادی_ اگر بود_ هوای هم را داشتند. رفیق بودند ناسلامتی.

مثلا چند وقت قبل که داود شلخته توی جور کردن جهاز خواهر کوچکش مانده بود، هر سه شان باهم رفتند حجره فرش فروشی حاجی طاهر و چندتا فرش دزدیدند و خواهر داود را با آبرو فرستادند خانه بخت.

یا وقتی جمشید کچله فهمید که برای دختر نعمت خان خواستگار آمده و الان است که لیلی از دستش بپرد، سه تایی شان شبانه جلو راه خواستگار بیچاره کمین کردند و با چاقو آنقدر بدبخت را زدند که روانه بیمارستان شد. هرچند نعمت خان عصبانی تر شد و گفت که لیلی را هیچ وقت به جمشید نمی دهد اما داود و فری قسم خوردند که رفیقشان را تنها نمی گذارند. 

راستی این را یادم رفت بگویم که وقتی خبر بابای فری گشنه را آوردند همین داود و جمشید بودند که خودشان قبر را کندند و زیر تابوت را گرفتند و وقتی فری با صدای بلند گریه می کرد دستمال یزدی دادند دستش. هر چند داود و جمشید هیچ وقت به فری نگفتند که پول برنج و گوشت مراسم ختم از دزدی موتور پسر نعمت خان جور شده اما اینجا هم هر سه تاشان با هم بودند.

تازه هر سال محرم که می شود، داود شلخته و جمشید کچله و فری گشنه هرسه تاشان چاقوهاشان را می گذارند توی صندوق و دکمه یقه شان را می بندند و دهانشان را آب می کشند و سه تایی شان با هم می آیند جلوی در خانه حاج اسماعیل که ده شب محرم توی خانه اش مراسم عزا برپاست. هر چند حاجی اسماعیل وقت های دیگر سال جواب سلام هیچ کدامشان را نمی دهد اما این ده شب خودش می آید استقبال هر سه شان و می بردشان یک جای خوب می نشاندشان. چراغ ها را که خاموش می کنند جمشید و داود و فری که هر سه کنار هم نشسته اند با هم شانه هایشان تکان می خورد. خلاصه جمشید و داود و فری همه جا با هم هستند.

  • شن

نظرات  (۱۶)

  • مـَـ ه جَـبـیـטּ
  • خیلی عالی ..

    از کجا بِ کجا رسیدی ..
    ع همون اول از اسماشون فمیدم کِ لاتِ محل أن و 3تا رفیق ِ شفیق و ..
    آخرشم در ِ خونه حسین /علیه السلام/

    موضوع عالی بود .. خوب چرخوندیش ..
    پاسخ:
    مرسی وقت گذاشتی و خوندی.

    بهتره بگیم اونا از کجا به کجا رسیدن.

    امام حسین اول و آخره...

    مرسی مرسی
  • حامد بیانوندی
  • زیبا بود....ولی اگر واقعیت داشته باشه...زیباترم میشه
    پاسخ:
    تشکر...کسی چه می داند...
    واقعیت دارد ،نمیدانم دقیقا داستان شمارا
    ولی چندروز پیش شنیدم کسی را ،کارهایی که در بعضی ایام انجام میده ولی محرم نه
    برای امام طوری گریه میکنه که  از اون شخص،این حرکت باور نکردنی است
    خونه خودشون شاید یه لیوان هم جا به جا نمیکنه ولی ظرفهای هیئت را میشوید
    ...این حسین(ع) کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟؟؟
    به راستی که چه مردمانی داریم ما،محرم که میشه هم شهرمون رو و هم مردممون روبیشتر دوست دارم
    پاسخ:
    باورت میشه داشتم فکر می کردم که رهگذر چند وقتیه اینجا نیومده و بعد دیدم کامنت شما رو!

    منم کم ندیدم، نمونه اش خود من.
    محرم امسال برای من با همیشه فرق داشت.
  • خارج ازچارچوب
  • رسول ترک‌ها و علی گندابی‌ها فقط توی این مکتب پیدا میشن...
    پاسخ:
    و کسانی که سر میدهند و عباس و اصغر می دهند...
    آره
    امام حسین یه خاصیت عجیبی داره
    پاسخ:
    همه چیز کربلا خاصیت عجیبی داره اما من تازه امسال اینو فهمیدم...
  • بے بازگشتــــ ...
  • اصلن حسین جنس غمش فرق میکند ...
    پاسخ:
    جنس خواستنش هم فرق می کند بانو...
    خوشم نیامد از اندیشه های اینجا
    قصد توهین ندارم و عقاید هر کس برای خودش محترم
    اما
    من این ها را تهجر می نامم
    با این حال خوب درست شده اینجا از نظر ظاهر
    پاسخ:
    ببخشید اندیشه های من مطابق اندیشه های شما نیست!!!
    کسی مجبورتون نکرده بیاید اینجا.
    فکر کنم "تحجر" درست تر باشه
    نه؟ سواد چیز خوبیه اگر آدم داشته باشه نه؟
    چه جالب. موافقم سواد چیز خوبیه اما نه فقط سواد نوشتن که سواد اندیشیدن
    بله خب تجربه نشون داده من واقعا از نظر املایی مشکل دارم :)
    و شما هم اولین نفر نیستید که این را می گه :))

    ولی خب نظر دادن یعنی همین دیگه
    کسی اگه خوشش بیاد می نویسه
    و کسی هم که بدش بیاد می نویسه
    کامنت برای همینه

    منهای مذهبی ها و حزبی اللهی ها که همیشه معتقدند مخالفینشون حق نفس کشیدن ندارن

    اجازه بدید اصلاح کنم:
    این جا بوی تحجر می دهد
    پاسخ:
    تجربه نشان داده کسانی از نظر املایی مشکل دارند که کم می خوانند و کم می نویسند. این از این

    مثل اینکه شما تو جامعه نیستین یا شایدم هستین اما چشماتونو باز نمی کنین!
    یک مثال فقط یک مثال میزنم:
    اگر جامعه دست مذهبی هاست و ماییم که نمی ذاریم شما نفس بکشین پس میشه به من جواب بدین این همه اذیت چادری ها و خانوم هایی که حجاب دارند و این همه تیکه ای که می شنوند چیه؟ مگه شما نمیگین همه ازادن پوششون رو انتخاب کنند پس به کسی چه که من چادر دارم؟

    و اما به لینک های من یک سری بزنید تا بدانید من با کسانی که با باورهای من مخالف هستند چه جوری برخورد می کنم. ما چند نفر با باورهای کاملا متفاوت هستیم اما جز بهترین دوستان مجازی هستیم و به هم توهین نمی کنیم و اجازه میدیم هر کس توی فضای مجازی خودش عقایدشو بیان و از اونا دفاع کنه. این هم از این

    و اما رسم قمه زنی
    من هم جز مخالفین این رسم هستم دلیل نمیشه هر کس امام حسین رو دوست داشت با قمه زنی موافق باشه. من حتی با طبل زنی هم مخالفم و توصیه می کنم همه رو به یه چشم نبینید.

    من با مخالفین عقایدم بد حرف نمی زنم مگر اینکه بد بشنوم. وقتی تحجر بشنوم بد هم جواب میدم.
    پاسخ:
    جواب تو کامنت قبلی به شما داده شده:)
    خیلی ازین لوطیای تهران به جاهایی رسیدن که آدم تصورشم نمیکنه ....
    انگار اونا بُعده معرفتیه آقا رو بهتر درک میکنن گاهی ....
    پاسخ:
    بله. نمی دونم تو وبلاگ کی خوندم شب عاشورا پهلوون ها بودن که موندن. مذهبی ها استخاره کردن، بد اومد نموندن! 
    حرف آقا مجتبی تهرانی بود.
  • یک شیعه با سلاح قلم
  • التماس دعا بانوی هم نامم....
    پاسخ:
    محتاجیم به دعا بانوی هم نام.
    فکر نمیکردم اینقدر به فکرمون باشین، خیلی بهم چسبید!!
    این لطف شماست،ممنونم ازتون

    وخوشا به حالتون ، بهتر شدن حال دل در محرم یک هدیه است ،مبارکتون باشه
    برای منم دعا کنید ،من نظر عکس دارم نسبت به حال دلم در محرم
    حس بدی دارم به خودم ، شما که امام حسین(ع) به دلتون نگاه کرده برام دعا کنید
    پاسخ:
    خواهش می کنم.

    محتاج تر از همه منم به دعا.
    واما با اجازتون چند کلام با فرد "بیگانه":
    قبول دارم یه سری از کارها غلطه حتی اگه نیتش برای امام حسین(ع) باشه
    افسوس که به جای هدف و نیت امام فقط زخم هایشان و تشنگی را میبینیم
    عاشورا درسه،درس زندگی ، باید یاد بگیریم و سعی کنیم اون چیزی که اما حسین(ع) میخواستن رو ببینیم
    اگه ما زنان عفت و حیای زینبی ،مردان غیرت حسینی و ابوالفضلی را یاد میگرفتیم ، اگر از لحظه لحظه ی عاشورا فقط به ظاهر آن توجه نمیکردیم ،اگر درس میگرفتیم که امام زمانون رو تنها نذاریم ،و خیلی اگه های دیگر   الآن این وضعمون نبود و در سایه ی امام زمانون بهترین زندگی رو داشتیم

    و یکی از درس های دیگر عاشورا اینه که سعی کنیم دشمن و حیله هایش را بشناسیم،تا خدای نکرده با غفلتمون نشیم جزء لشکر دشمن
    به نظرتون چرا باید با سرچ کلمه عاشورا فقط چنین عکسهایی را پیدا کنه؟؟؟؟
    پاسخ:
    تشکر از شما.
    چون وقتی بین خودمون تفرقه و جدایی هست دشمن هم از این تفرقه سو استفاده می کنه و خودشو میندازه وسط.
  • رایحه جعفری
  • الان میخوام خنجر رو از رو ببندم و نقد کنمف بدون به به و چه چه
    به نظر من، شخصیت ها به نسبت طول داستان، زیاد بودند. بهتر باید پرورشش بدی. 
    توصیف ها زیادتر. بیشتر داستانی اش کنی بهتر میشه...
    منتظر چشمات هستم...

    پاسخ:
    تشکر از نقدت ولی به حرفات گوش نمی کنم چون خیلی این قصه رو دوست داشتم.
    به جان خودم وقت ندارم در اولین فرصت میام.
  • فرزند آدم
  • فدای امام حسین که عشقش تو دل همه هست..هر ادمی ...
    پاسخ:
    ببر سر نی زلف رها کرده ای 
    باجگر شیعه چه ها کرده ای...
    منتشر شد :)
    پاسخ:
    تشکر

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">