یادداشت های یک دانه شن

وعده دیدار شما را دادند...

پنجشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۲، ۰۶:۱۵ ب.ظ

خانه تان که نزدیک نیست به خانه ما آقا اما پاهایم شوق آمدن دارند...
حتی اگر تمام جاده ها علیه ام به غضب بسته شوند...
حتی اگر تمام سنگ هاببارند روی سرم...
از خانه مان تا مشهد شما سینه خیز هم شده می آیم، می آیم آقا...دل تنگ دوری راه سرش نمی شود که، پنجره فولاد شما را می خواهد...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۲۹
شن

نظرات  (۴)

اذن به یک لحظه نگاهم بده ..
پاسخ:
لایق وصل تو که من نیستم...
۳۰ فروردين ۹۲ ، ۱۹:۰۴ آهسته عاشق می شوم

خداونددر کلامی به این مضمون می گوید:
بنده من!من انچنان به تو توجه میکنم که گویی تنها تو بنده منی
اما تو آنچنان از من غافلی که انگار هزاران خدا داری!!!

دو قدم بیش نیست این همه راه...

پاسخ:
اما خیلی سخته آدم آدم بشه...
ای راهب کلیسا دیگر نزن به ناقوس
خاموش کن صدا را نقاره میزند طوس
پای در راه نهید که این راه رفتنیست...نه گفتنی.
طبعتون روان بانو
با طوف حریم مشتاق حضورم

پاسخ:
حرف آخر رو شما زدین...این راه رفتنی است...
امروز ک حرم بودم دعا کردم همه کسایی ک امام رضارو دوست دارن قسمتشون بشه بیان از نزدیک تو خونه امام رضا باش بحرفن
پاسخ:
کاشکی بشه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">