یادداشت های یک دانه شن

رئیس ما

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۴ ب.ظ

به نام خدا


اینکه رئیسمون که میشه قاضی دادگاه و میشه رئیس کل حوزه قضایی شهرمون منو صدا زده و میگه باید امسال ازدواج کنی و بگرد یکیو پیدا کن و بیا به خودم بگو میگم از هر جا هست خرکشش! کنن بیارنش اینجا و مثل یه رای می نویسم میدم دستش و باید اجرا کنه که با تو ازدواج کنه! چه معنی میده؟!!!

بعدم که چشای گرد شده ی منو دیده بگه تو مثل دختر منی و دیگه داره دیر میشه و تو حیفی.

شما چی فکر می کنید فکر کردید من بعد اینکه از اتاق رئیس اومدم بیرون چی کار کردم، نشستم گریه کردم؟ نه بابا نشستم فکر کردم ببینیم کیو بگم که رئیسم خرکشش کنه بیاردش!!!

به جان خودم

اما

از اون روز تا حالا هر چی فکر می کنم هیشکیو پیدا نمی کنم.

همشم واقعی بود.

موافقین ۱ مخالفین ۱ ۹۵/۰۹/۰۵
شن

نظرات  (۵)

:))))
خیلی هم عالی ...
آفرین ... خندیدم ... خوب بود ..
سلامت باشید
پاسخ:
سلامت باشید. خوبه باعث خنده شدم حداقل.:)
۰۶ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۹ پشت کوهها
چه هبجان انگبر !
پاسخ:
آره خیلی خیلی. 
گفته میگم آقای ... که رئیس کلانتری مون میشه بیاردش اینجا.
فکر نمی کردم برای شوهر کردنم پای ناجا بیاد وسط
۰۷ آذر ۹۵ ، ۲۲:۱۴ یلدا نگار
برای چی گریه کنه ادم عزیزکم؟ایکاش رییست منو میدید'''طفلی انوقت چی میگفت؟
پاسخ:
ببین چقدر اوضاع وخیم بوده که اینو گفته بهم.اما ادم خیلی خوبیه
چه رییس خوبی !!! 

نوشته جالبی بود
پاسخ:
بله رئیس خوبیه.
خیلی هم خوب :))

پاسخ:
بهله بهله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">