یادداشت های یک دانه شن

بیچاره

سه شنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۰، ۰۷:۵۷ ق.ظ

از صبح که میاد سر کار تا اون موقع که میخواد بره پشت سر مدیر واحدش حرف میزنه و از اقتدار خودش جلوی مدیر کلی تعریف و تمجید میکنه، مدیر واحدش که واسه سرکشی میاد، با اون هیکلش میدوه و واسش صندلی میاره. واقعاً که نمیدونم باید به این آدمای بی شخصیت و پاچه خوار چی گفت...یعنی یادش نمیاد که من حرفاشو راجع به اقتدارش پیش مدیر یادمه؟!!!

واقعاً بعضی آدما فکر میکنن خیلی بزرگن اما...

من که دلم واسشون می سوزه...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۶/۰۸
شن

نظرات  (۴)

۰۸ شهریور ۹۰ ، ۱۱:۳۱ بهانه زندگی
سلام

اینجور آدما دل سوزی هم دارند..بیچاره !!!......نمی دونم چه اسمی می شه روشون گذاشت ولی خب دیگه ما هم از این دست کم نداریم!!!
خود شیرینی تو خون یه عده ی زیادی از مردمه...
سلام مرسی که سر زدی .....حتما بهت سر می زنم........
۲۹ شهریور ۹۰ ، ۱۵:۵۸ محمدرضالطفی
به پاس محبتتان آمدم
پاسخ:
خوشحالم کردید.ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی