یادداشت های یک دانه شن

اثر پروانه ای

جمعه, ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۵۹ ب.ظ

به نام خدا


یک اصل وجود دارد به نام اثر پروانه ای. بر طبق اصل اثر پروانه ای اگر در این طرف دنیا پروانه ای بال برند ممکن است در آن طرف دنیا طوفانی به پا شود. باور کردن این اصل خیلی هم سخت نیست وقتی تو این طرف کلاس پلک می زنی و آن طرف کلاس دنیای من بهم می ریزد. وقتی من دکمه بسته نشده آستین راست پیراهن مردانه ات و شکستگی دست چپت را دیدم و آن وقت دلم خواست تا کاش پسر بودم و دکمه آستین پیراهنت را می بستم، وقتی نوبت ارائه تو می افتد هفته بعد و تو کوله ات را می بندی و از کلاس می روی و من دیگر تا پایان کلاس نمی فهمم استاد چه می گوید، وقتی من حواسم پی نوشتنم باشد و تو حواست پی من و من حواسم پرت تو شود، وقتی دست گچ گرفته تو خورد به دسته ی صندلی و دست من درد گرفت، وقتی همه ی این ها بعد از شنیدن حرف هایی که به من زدی اتفاق افتاد، یعنی اثر پروانه ای.

می دانی اثر پروانه ای خیلی کارها می تواند بکند مثلاً تو انگار کن پدر یک دختر بیست و یک ساله تصمیم می گیرد برود پی زندگی جدیدش و بچه هایش را رها می کند. پدر می رود اما نه پدر فقط خودش نمی رود، پدر می رود، مهر و منطق مادر را هم با خودش می برد، معرفت برادر را هم. همه باورهای تو را هم با خودش می برد.

روزهای سخت می گذرند، دوباره کمر راست می کنی، هی به خودت می گویی فکر کن از اول هم نبوده است. هی خودت را دلداری می دهی تا اینکه یک روزی آن طرف کلاس یکی نگاهی می کند، حرفی می زند. تو نگاه می کنی و آرزو می کنی کاش هیچ وقت حرف نزده بود. چون می ترسی، می ترسی بعدها که فهمید تو پدری داری که نیست، مثل آدم های قبلی برود و پشت سرش را هم نگاه نکند...

می بینی اثر پروانه ای خیلی کارها می تواند بکند. این طرف دنیا یکی خوشی زیر دلش را می زند و آن وقت آن طرف دنیا دختری می ترسد از اینکه دلش بلرزد، چون شرم دارد از اینکه بگوید پدرم رفته...

اثر پروانه ای اثر خوبی نیست ولی هست.

داستانی که نوشتم و خواندید برداشتی آزاد از واقعیتی در بند بود.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۱۶
شن

نظرات  (۹)

۲۰ آبان ۹۳ ، ۲۰:۱۱ پلڪــــ شیشـہ اے
این داستان واقعی بغل گوش من هم اتفاق افتاد.
در جریانه. در حال گذره ...
اون دختر را می فهمم.آن برادر را، معرفتش را می فهمم ...
بغض بزرگی راه گلو رو میبنده وقتی یادش میافتم!!!
یه شب یه روایت یه داستان طولانی و خیس و داغ از زبان و چشمان یک دختر ...

خداوند همراه لحظه هایتان باشد 
دست محبت حضرت زهرا سلام الله علیها روی زندگی تان
پاسخ:
در جریان بودن و در گذر بودن دو چیز متفاوت از دو جنس متفاوته. اولی میشینه بیخ گلوت و دومی یعنی داره رد میشه.
شاید ین داستان همه دختران سرزمین من باشه کسی چه می دونه...
حضرت زهرا...بانویی که ازش خیلی خیلی دورم.
۲۳ آبان ۹۳ ، ۲۰:۱۳ بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
چقدر درد داشتــــ ، قلبم گرفتــــ
پاسخ:
درد ها همیشه دور قلب آدم را می گیرند.
۲۳ آبان ۹۳ ، ۲۰:۱۹ پلڪــــ شیشـہ اے
مال من رد بشی نبود.
پاسخ:
رد شدنی نیستند این دردها...
۲۵ آبان ۹۳ ، ۱۵:۴۲ پلڪــــ شیشـہ اے
بچه هر چه هم از مادرش دور باشه، ولی آخرش توی دامن مادره!!
حضرت زهرا سلام الله علیها مادری است که هیچ موقع بچه هاشون رو از خودشون جدا نمی کنند حتی اگر بچهه حس کنه دور شده
پاسخ:
حس دختر فراری ها رو دارم...
۲۶ آبان ۹۳ ، ۲۳:۳۰ خارج ازچارچوب
البته بیشتر از برداشت آزاد؛واگویه‌های سوزناک بود!
این خانم"من" نوشته که بهم ریخته از پسری که فلان است و بیسار بیشتر از درگیر شدن با آن پسر؛گرفتار چارچوب‌ها و قواعد و قالب‌هاست...
پاسخ:
درددل های یک هم اتاقی خوابگاه بود شاید.
دختره درگیر قواعد و قالب ها نیست. قبلاً تجربه تلخی داشته و نمی خواسته دوباره تکرار شه براش.
۲۷ آبان ۹۳ ، ۲۳:۵۸ پلڪــــ شیشـہ اے
به نظرم القائات شیطانِ ..
دخترای شیعه رو مادر نمی ذاره ..

حس آرامش این ذکر مثل آغوش مادر میمونه ..

میل کن : 
   السلام علیک یا امّی یا فاطمة الزهرا اغیثینی
یا
السلام علیک یا مولاتی یا فاطمة الزهرا اغیثینی
پاسخ:
کاش سید بودم...
ممنون
۳۰ آذر ۹۳ ، ۲۲:۱۷ دخترباران
توکل توکل توکل
با سپردن به خودش همه چی حله ، شاید تجربیات تلخ گذشته بوده تا شیرینی اتفاقی خوشایند بیشتر به دلت بشینه
ترس نداشته باش و امید داشته باش
با اسم یا جبارش بخوان خدارا که ان شاء الله جبران کند تمام تلخی های گذشته را
پاسخ:
تزلزل،تزلزل،تزلزل
ببین شیرینی اتفاق هیچ وقت تلخی اتفاقا گذشته رو از بین نمی بره.
۱۸ آبان ۹۴ ، ۱۹:۴۳ ناگفته های من...
اثرپروانه ای؟؟؟؟؟؟؟؟......
بهتره کمی راجع بهش تحقیق کنم که آیا این اصل درست هست یا نه.......
به هرحال خوبه که حس نوشتن پیدا کردی خواهری....
پاسخ:
اثر پلنگی؟!!!!
میگند درسته.
اره خیلی حال نوشتن دارم این روزا.
مقاله شگفت آور! این نوع اطلاعاتی است که باید باشد
در اینترنت به اشتراک گذاشته شود شرم آور در موتورهای جستجو برای قرار دادن این نیست
بالا بردن! بیا و با سایتم صحبت کن با تشکر از شما =)
پاسخ:
باشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">