خیلی جنگیدم ولی نشد

خیلی جنگیدم ولی نشد
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

شب گریه

شنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۹، ۱۰:۴۵ ق.ظ

به نام تو

تویی که فراموشم کردی...

حالم خوب نیست. حالم خرابه. با هیچ کسم نمی تونم حرف بزنم. فقط اینجا رو امن می دونم. میخوام همه چیزو بگم. یه مدت تردید داشتم که بگم یا نه اما حالا دیگه ایمان دارم که می خوام بنویسم تا سبک بشم.

  • شن

نظرات  (۶)

  • زهراسادات حسینى تبار
  • خوشا چشمی که داند حرف دل را...

    بگو جانم :-)

    چرا نمیایی؟؟

    چرا نیستی؟

    چرا تعریف نمیکنی؟

     

    سلام

    کجایی یکدانه که نیستی!🍃

     

    پاسخ:
    سلام عزیز دل
    دوست مهربون من
    هستم ولی درگیر مشکلات زندگی هستم خیلی وقته نیت کردم بیام بنویسم اما میخوام وقتی تموم شد بیام و بگم چی شد.

    اگر بدونی چقدر دلم میخواد از حال و اتفاقاتت با خبر بشم

    پاسخ:
    سلام
    منم تشنه گفتنم و نوشتن.میام همه چیزو می نویسم

    کاش مینوشتی، کاش میگفتی. میشد راحتتر در موردش حرف زد.

    ولی به هر حال، فرض نکن دنیا تموم شده دختر خوب. زندگی خیلی ارزشمندتر از ایناس. کلی لحظه هست که میتونی با شادی و با موفقیت پرشون کنی. پاشو...

    پاسخ:
    ممنون از شما

    یک سال شد که نیستی نمیخوای چیزی بگی؟

    بیا حرف بزن با ما

    پاسخ:
    دارم قسمت به قسمت می نویسم عزیز دل
    ممنون که به یادمی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">