یادداشت های یک دانه شن

ح س ی ن

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۳۲ ب.ظ


بی سر و سامان توام یا حســــــــــین

دست به دامان توام یا حـــــــــــــسین

بر سر نی زلـــــــــــــــــف رها کرده ای

با جگــــــــــــــــر شیعه چه ها کرده ای

زهره منظومه زهـــــــــــــــــــــــــرا تویی

کشتـــــــــه افتاده به صـحــــــــرا تویی

عاقبت این عشــــــــــــــــق هلاکم کند

در گذر کــــــــــــــــــــــــوی تو خاکم کند



موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۲۷
شن

نظرات  (۴)

فردا که بر فراز نی افتد گذارمان
حیرت فزای طور شود جلوه زارمان
فردا که کهکشان تجلی ست نیزه ها
گردش کند زمین و زمان بر مدارمان
... ما هرچه داشتیم به پای تو ریختیم
ای عشق ! ای تمامی دار و ندارمان !
چشم امید ماست به فردای دور دست
بر تک سوار مانده به جا از تبارمان
محمد علی مجاهدی

پاسخ:
خیلی ممنون از حسن انتخابتون :)
۰۲ آذر ۹۲ ، ۱۲:۴۶ مـَـ ه جَـبـیـטּ
ه ه ه ،،
پاسخ:
...
۰۵ آذر ۹۲ ، ۱۴:۳۰ او آسمان را می فهمید...

نامت طعم شهادت دارد انگار،

که بغض گلو را رها نمی کند.

پاسخ:
بغض...
حسین عشق است
و
عشق است حسین را..
پاسخ:
کاش دست ما رو هم بگیرن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">