یادداشت های یک دانه شن

یادداشت های یک دانه شن


طبقه بندی موضوعی

زشت است که شاعر وسط واژه ی برگرد بگرید

دوشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ق.ظ

به نام خدا

می دانستید من صدای پای شما را از میان صدای پای صدها نفر دیگر که هر روز در این اداره رفت و آمد می کنند می شناسم ولی شما حتی یک ثانیه به من فکر نمی کنید؟

حتی یک ثانیه به من فکر نکردید؟...

این نابرابری سخت دلم را می شکند...و سخت تر اینکه همان آقای ملکی چند روز بعد از آن اتفاق به صراحت همین حرف را زد که دختر اون حتی به تو فکرم نمیکنه...

سخت زخم خورده ام...مرهمی برای تسکین نیست...دیگر چیزی به پایانم نمانده...برگرد..

  • شن

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">