یادداشت های یک دانه شن

" و ما تسقط من ورقة الا یعلمها "

پنجشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۱۶ ق.ظ

به نام خدا


 دو یا سه سال پیش که برای کاری به تهران رفته بودم، ایستگاه مترو علم و صنعت پیاده شدم. غروب بود و غربت و خستگی و زمزمه ای که گفت: " کاش منم یه روز دانشجوی این دانشگاه شم. " قطار که آمد جلوی دیدم را گرفت و دیگر تابلوی آن طرف خط را ندیدم و زمزمه ذهنی ام فراموشم شد.

سال قبل مطهره دوست و هم اتاقی خوب دانشگاهم خبر داد که دانشگاه علم و صنعت قبول شده و باید برای ثبت نام برود و می خواهد سرراهش که از دامغان می آید مرا هم بردارد و با خودش ببرد که تنها نباشد. مطهره دوستم بود و به جد از خوشحالی اش خوشحال بودم. به دانشگاه که رسیدیم بغض گلویم را گرفت...مطهره کنکور نداده بود و وارد دوره مجازی بدون کنکور شده بود. آن زمان آنقدر وضع مالی ام بد بود که حتی کرایه ماشینم را هم نداشتم و خودم را مقایسه کردم با مطهره ایی که پول دارد و می تواند ادامه تحصیل بدهد. خدای من شاهد است که رضایت دادم به رضای خدا و لحظه ای شکایت نکردم که چرا پول ندارم. فقط به خودم نهیب زدم که اگر عرضه داری درس بخوان و بیا اینجا.

وارد دانشگاه که شدیم موقع برگشت مسیر را گم کردیم. از خانمی که مشخص بود دانشجو است مسیر را پرسیدیم و در حین پرسیدن مسیر رشته و مقطعش را هم سوال کردیم. گفت دانشجوی دکترا است. من پرسیدم: " چه طوری درس خوندی که دکتراتو اینجا می خونی؟ " با آرامش خاصی گفت: " شما تلاش کنید حتماً نتیجه شو می بینید. "

مطهره را ثبت نام کردیم و برگشتیم.

چند وقت بعد راهی مشهد شدم. با درد و بغض رفتم که بگویم آقا پناه آورده ام به خانه تان. بدون اینکه بدانم آن روز، روز زیارت مخصوصه امام رضا (ع) است راهی مشهد شده بودم...

بگذارید آن چه در آن سفر گذشت بین خودم و امام رئوف بماند.

امروز که این پست را می نویسم، نامم در ردیف پذیرفته شدگان دانشگاه علم و صنعت آمده است...

سه شنبه دوباره می روم ایستگاه علم و صنعت پیاده می شوم...

درست است که خوشحالم، اما خوشحال تر می شدم اگر دوست نزدیکم هم راهی دانشگاه می شد. دوستی که می دانم به واقع حقش خیلی بهتر از علم و و صنعت و شریف است حتی. دعا کنید برای اینکه سال بعد خبر قبولی اش را این جا بنویسم.

باید بدانم که دانشگاه و درس و شغل و ... برای من آقا نمی شود. باید بلرزم از اینکه هر روز صبح که بیدار می شوم و می دانم امامم غایب است، باید بدانم که امامم در میان ما نیست و مقصرش خود ماییم.

راستی کسی می گفت می دانید چرا اغلب دعاهای مربوط به امام زمان صبح خوانده می شود؟ برای اینکه از خواب غفلت بیدار شویم.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۰۶
شن

نظرات  (۱۵)

بشه ژاااااااااااان
موبارکــــــــــــــــه:*
به سلامتی:*
شیرینیش به دلم چسبید :)
پاسخ:
ژان داداش!
سلامت باشیییییییی!
قربون خواهرمون!
شوخی کردم قراره یه شیرینی بدم اما آخه تو که تهران نیستی اگر اومدی خبرم کن.
۰۷ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۰۳ پلڪــــ شیشـہ اے
تبریک تبریک 

عیدتون هم مبارک 
خودمون و پیدا کنیم بین این همه،آقا اومدن ... حالا بگرد پیدا کن :(
پاسخ:
ممنون ممنون
 روز شما هم مبارک:)
خودمون اصلاح کنیم شاید.
۰۸ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۰۸ مـَـ ه جَـبـیـטּ
خیلی مبارکت باشه ..
خیلی خوشال شدم از این خبر خوشالی خودت ..
ان شاء الله ک یه بار دیگ هم بری پابوس حضرتش ..
ان شاء الله ک از خواب غفلت هم در بیایم .. البته اگ بخوایم .
پاسخ:
تشکرات:)
خیلی ممنون ایشالله خودت بری مشهد.
ممون خوشحالیش چند روز بیشتر نبود.
۰۹ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۲۵ پلڪــــ شیشـہ اے
همین طوره!
پاسخ:
بله.
تبریک میگم این موفقیت رو و امیدوارم به موفقیت های بالاتر دست پیدا کنید
پاسخ:
ممنون. همین طور شما.
ما هم که از خواب بیدار شو نیستیم!
پاسخ:
باید بیدار شیم.
سلام
واقعا تبریک میگم. ان شاءالله موفق باشید.
و البته خطوط آخرتون واقعا تلنگر خوبی بود. ان شاءالله بتونیم واقعا یار اماممون باشیم... من که خیلی شرمنده م...
پاسخ:
سلان ممنون
تشکر. قدم ما سنگین بود چرا وبلاگو بستی؟
مبارکه :)
ان شالله همیشه موفق و سلامت باشی
پاسخ:
خیلی ممنونم.
همین طور شما دوست عزیز.
تبریک میگم...
ان شاالله چرخش واستون بچرخه :)
جمله اخرتون خیلی خوب بود ...خواب غفلت...امان
پاسخ:
ممنون.
همینطور برای شما.
آخی :) ای ول خیلی مبارک باشه این شادی، خییییلی خوشحال شدم. همیشه به شادی و موفقیت :)
پاسخ:
تشکر.
۲۴ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۳۶ خارج ازچارچوب
روزای خوب شما رسید! :) مبارک باشه
پاسخ:
روزای خوب ما فقط با اومدن اون آقا می رسه.اینها حکم یک نفس تازه کردن رو داره برام برای ادامه دادن.
تشکر.

سلام
دعا کنید اولِ مهر ما هم سر از همین دانشگاه ها درآوریم"ان شاءالله"
پاسخ:
سلام
ان شالله البته خیلی چیز بزرگی نیست اما خوبه که دوست دارید در دانشگاه خوب درس بخوانید.
سلام



سالروز پیوند آسمانی شان بر شما مبارک....
پاسخ:
سلام
خیلی همزیبا.
ممنونم خواهری.همینطور برشما.
شما هنوزم از بلغارستان بازدید کننده داری؟
پاسخ:
نمیدونم آمار وبلاگو چک نمی کنم.
۲۶ مهر ۹۳ ، ۱۵:۲۰ عمو رایتر
سلام
مبارکا باشد
جالبه دیشب داشتیم با چندتا از دوستان سر شام همین مسئله رو بحث می کردیم که وقتی کسی چیزی رو بخواد برسه می تونه برسه و مثال واضحی از اون هم همین دانشگاه قبول شدنه. من هم روزگار کنکوری بودنم دوست داشتم دانشگاه فردوسی مشهد باشم و تا چشم بر هم زدم کارشناسی و ارشد رو تو فردوسی خوندم و تموم شد.
:)
راستی چه رشته ای؟
کتاب خواستید ما در خدمتیم مشهد!

موفق باشید.
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون
البته خواست خدا هم شرطه.
تموم شد خوش به حالتون.
مهندسی آی تی گرایش تجارت الکترونیک
نه خیلی ممنون کتاب نمی خوام همون جزوه استاد کافیه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">